نوع مقاله : مقاله پژوهشی
مقدمه
بحرانها همواره آزمونی برای سنجش میزان پایداری، بصیرت و مسئولیتپذیری افراد بودهاند. زنان، در مواجهه با بحرانها میتوانند نقشآفرینی مؤثری در سطوح فردی، خانوادگی و اجتماعی داشته باشند. در جهان معاصر، زنان مسلمان با چالشهای متعددی روبهرو هستند که نیازمند الگوهایی الهامبخش و ریشهدار در فرهنگ اسلامیاند تا بتوانند در مسیر تعالی فردی و اجتماعی گام بردارند. یکی از راههای دستیابی به چنین الگوهایی، بازخوانی تاریخ صدر اسلام و بررسی رفتار زنان برجستهای است که در مواجهه با بحرانها، منش و عملکردی خردمندانه و الهی داشتهاند. حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ نخستین بانوی مسلمان و همسر گرامی پیامبر اسلام _صلیاللهعلیهوآله_ از جمله زنان والامقامی است که رفتار ایشان در شرایط بحرانی، میتواند الگویی عملی و مؤثر برای زنان مسلمان معاصر باشد.
اهمیت این پژوهش از آنروست که با تحلیل رفتار حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در مواجهه با بحرانهای مختلف، میتوان الگویی کاربردی برای زنان امروز ارائه داد؛ الگویی که نهتنها در سطح فردی و خانوادگی، بلکه در عرصههای اجتماعی نیز قابل بهرهبرداری است. مقام معظم رهبری در بیانات خود، سه ویژگی برجسته را برای زنان صدر اسلام برمیشمارند که میتواند معیار سنجش الگوهای رفتاری زنان مسلمان باشد: بصیرت، موقعیتشناسی و انجام تکلیف الهی.(کربلایی، 1396، ص 124)
هدف این مقاله، تحلیل و تطبیق رفتار حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در مواجهه با بحرانها با سه معیار مذکور در سه حوزه فردی، خانوادگی و اجتماعی است تا نشان دهد که ایشان چگونه با بصیرت، شناخت موقعیت و انجام تکلیف الهی، در شرایط دشوار ایفای نقش کردهاند و این رفتارها چگونه میتواند الگویی برای زنان مسلمان در جهان امروز باشد.
سؤال اصلی پژوهش این است: آیا رفتار حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در مواجهه با بحرانها، با معیارهای بصیرت، موقعیتشناسی و انجام تکلیف الهی تطابق دارد و میتواند الگویی برای زن مسلمان معاصر باشد؟
پیشینه پژوهش
شخصیتهای بزرگ تاریخ همواره مورد توجه جامعه بشری بودهاند و زندگی، رفتار و سخنان آنان در منابع مختلف ثبت و نقل شده است. در این میان، حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ بهعنوان یکی از برجستهترین زنان تاریخ، نقشی تعیینکننده در شکلگیری و دگرگونی مسیر رویدادهای جهانی ایفا کردهاند. ایشان نخستین بانوی پیامبر اسلام _صلیاللهعلیهوآله_ بودند و همین جایگاه سبب شده است که سیرهنویسان و تاریخنگاران در کنار نگارش زندگی پیامبر، به شخصیت و سیره همسر بزرگوار ایشان نیز توجه ویژه داشته باشند.
منابع کهن اسلامی، گزارشهای تاریخی و روایی متعددی درباره حضرت خدیجه ارائه کردهاند. از جمله این آثار میتوان به سیره ابن اسحاق و سیره النبویه ابن هشام، تاریخ الامم و الملوک طبری، طبقات الکبری ابن سعد، دلائل النبوه بیهقی، تاریخ یعقوبی، الاستیعاب ابن عبد البر، کشف الغمه فی معرفه الامه اربلی و بحارالانوار علامه مجلسی اشاره کرد.
در زمان معاصر نیز پژوهشهای متعددی درباره شخصیت و سیره حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ نگاشته شده است که هر یک از زاویهای خاص به ابعاد وجودی ایشان پرداختهاند. در اینجا به تازهترین مقالات اشاره میشود:
-حسینی، سید جواد (1403)، وصایای امالمومنین حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_. در این مقاله به طهارت حضرت خدیجه و دوری ایشان از آلودگیهای دوران جاهلیت پرداخته شده است. همچنین پس از ازدواج با پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ ، بخشش همه اموال ایشان در راه اهداف اسلام بررسی شده و درباره وفات و کفن این بانوی بزرگوار مطالبی ارائه گردیده است.
-رضاییهفتادر، حسن، راجی، مرضیه؛ شهیدی، روحالله؛ (1402)، بررسی شخصیت حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ از دیدگاه مستشرقین. این نوشتار شخصیت متعالی حضرت خدیجه را تحلیل کرده و اثبات میکند که ایشان پیش از پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ ازدواجی نداشته و سن بالایی نیز نداشتهاند. همچنین بیان میشود که حضرت خدیجه متکفل فرزندان خواهرش «هاله» بوده و ثروت ایشان حاصل تلاش شخصی بوده است نه میراث همسران قبلی.
-ادیب، محسن (1403)، زنان برگزیده و مراتب کمالی آنها. در این مقاله شخصیت چهار بانوی برگزیده (فاطمه، خدیجه، مریم و آسیه) با استناد به آیه 42 سوره آل عمران و برداشتهای مفسران شیعه و اهل سنت بررسی شده است. نویسنده نشان میدهد که زنان مؤمن با بهرهگیری از آموزههای تاریخی و حدیثی همسو با معرفیهای قرآن میتوانند بر مشکلات غلبه کرده و صفات الهی را جایگزین ویژگیهای ژنتیکی و محیطی نمایند.
-جنتینیا، محمد هادی (1401)، فضائل امالمومنین حضرت خدیجه کبری _سلاماللهعلیها_ در آینه قرآن کریم. این مقاله بر اساس آیه 132 سوره طه (وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ) و آیات آغازین سوره مدثر، فضائل نخستین بانوی مسلمان و همسر پیامبر را بیان کرده است.
-آقاییمیبدی، محمدمهدی (1400)، زندگی و سیره حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ به عنوان الگوی سبک زندگی دینی. در این نوشتار مروری بر زندگی حضرت خدیجه صورت گرفته و منزلت ایشان نزد پیامبر بیان شده است. همچنین نکات عبادی زندگی ایشان بررسی گردیده و به صبر این بانوی بزرگوار در برابر مشکلات اشاره شده است.
این پژوهشها بیشتر بر جنبههای تاریخی و فضائل فردی حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ تمرکز دارند و کمتر به تطبیق رفتار ایشان با معیارهای الگوی رفتاری زنان مسلمان معاصر پرداختهاند. از این رو، پژوهش حاضر در پی آن است که رفتارهای حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ را با معیارهای الگوی رفتاری زن مسلمان امروز تطبیق دهد و جایگاه ایشان را بهعنوان الگویی عملی در مواجهه با بحرانها برجسته سازد.
مفهومشناسی
حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ نخستین همسر پیامبر اکرم _صلیاللهعلیهوآله_ بود و تا زمانی که ایشان در قید حیات بودند، پیامبر همسر دیگری اختیار نکردند. (خرگوشی، ۱۳۶۱، ص ۲۰۱) او بانویی خردمند، دوراندیش و شریف معرفی شده است که خداوند خواست او را گرامی بدارد. (بیهقی، ۱۳۶۱، ص ۲۱۵) نخستین زن مسلمان بود که همراه پیامبر نماز گزارد. (مسعودی، ۱۳۶۲، ص ۲۰۹) در روایات خدیجه را وزیر و یاور پیامبر یاد کردهاند؛ هرگاه مردم از ایشان دوری میکردند، او مونس پیامبر میشد و با حسن معاشرت و ملاطفت، ایشان را از رنجها بیرون میآورد. (مجلسی، ۱۳۸۴، ص ۲۱۹)
بحران در لغت به معنای شدیدترین و ناراحتکنندهترین وضع بیمار در حالت تب است و در معنای عام، شدیدترین مرحله ناگواری در یک پدیده یا جامعه که موجب دگرگونی میشود. (دهخدا، ۱۳۹۰، ص ۳۶۳؛ نفیسی، ۱۳۸۸، ص ۵۳۸)
بصیرت در فرهنگ معارف اسلامی بهعنوان نیرویی معرفی شده است که انسان را از حیرت رها ساخته و به طریق صواب هدایت میکند. (سجادی، ۱۳۷۳، ص ۴۳۱) در فرهنگنامه معاصر، بصیرت به معنای بینش و هوشیاری آمده است. (غفرانی، ۱۳۸۸، ص ۱۴۶) در لغتنامه دهخدا نیز بصیرت در اصطلاح عرفا، قوهای تعریف شده است که قلب را به نور قدس منور میسازد و به وسیله آن حقایق و امور پنهانی اشیا دیده میشود. (دهخدا، ۱۳۸۸، ص ۴۸۵۴)
در بیانات مقام معظم رهبری در تعریف زن مسلمان آمده: زنی است که راه را درست میرود ؛ هدف را درست تشخیص میدهد و در این راه حاضر به فداکاری است و چنین زنی عظمت میآفریند.(کربلایی،1396،ص67.)
چارچوب نظری
تابآوری در ادبیات علمی بهعنوان توانایی عبور از دشواریها و غلبه بر شرایط سخت زندگی تعریف شده است. (محدث اردبیلی و سلطانزاده، ۱۳۹۹، ص ۳۵۵) این مفهوم در سالهای اخیر از بازگشت به سطح کارکرد اولیه، به سمت تداوم در فقدان آشفتگی و نهایتاً بازسازی مثبت شرایط تجربهشده تکامل یافته است. (همان، ص ۳۵۶) در دیدگاه دینی، تابآوری نه تنها بازگشت به شرایط اولیه پس از بحران است، بلکه استفاده بهینه از موقعیتهای دشوار برای رشد و تعالی معنوی تلقی میشود. (داداشی، لزگی و خطیب، ۱۴۰۳، ص ۲۹)
در این مقاله، چارچوب نظری بر اساس تلفیقی از مفهوم تابآوری که در روانشناسی متداول است و همچنین مفهوم تابآوری دینی و تطبیق آن با رفتار حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در مواجهه با بحرانها طراحی میشود. این چارچوب با سه معیار کلیدی که رهبر انقلاب برای الگو بودن زنان صدر اسلام بیان کردهاند؛ یعنی بصیرت، موقعیتشناسی و انجام تکلیف الهی، پیوند میخورد.
ابعادچارچوب نظری
- پژوهشگران تابآوری را فرایندی میدانند که به «آگاهی قوی و محکم» منجر میشود. (محدث اردبیلی و سلطانزاده، ۱۳۹۹، ص ۳۵۵)
- حضرت خدیجه با بصیرت دینی و شناخت عمیق از رسالت پیامبر، توانست فشارهای قریش را به فرصت رشد معنوی تبدیل کند.
- این بصیرت همانند بعد «آگاهی» در مفهوم تابآوری است که زمینهساز مقاومت و پایداری میشود. (داداشی و همکاران، ۱۴۰۳، ص۳۲)
- تابآوری به معنای سازگاری مثبت با شرایط نامناسب دانسته شده است. (محدث اردبیلی و سلطانزاده، ۱۳۹۹، ص ۳۵۷).
- حضرت خدیجه با موقعیتشناسی دقیق، در شرایط فشار اجتماعی و تهدیدهای بیرونی، بهترین تصمیمها را اتخاذ کرد؛ از جمله حمایت معنوی و روانی از پیامبر در آغاز بعثت.
- این بعد با مؤلفههای «انسانشناختی و جامعهشناختی» در مدل تابآوری دینی همپوشانی دارد. (داداشی و همکاران، ۱۴۰۳، ص ۳۵)
- در دیدگاه دینی، تابآوری نه تنها بازگشت به شرایط اولیه بلکه رشد دادن وضعیت موجود و انجام وظیفه الهی در دل بحرانهاست. (داداشی و همکاران، ۱۴۰۳، ص ۳۸)
- حضرت خدیجه با انجام تکلیف الهی، یعنی ایمان و حمایت بیقید و شرط از پیامبر، نشان داد تابآوری دینی به معنای تبدیل بحران به فرصت تعالی معنوی است.
- این معیار با بخش «خداشناختی و هستیشناختی» در مدل تابآوری دینی تطابق دارد. (داداشی و همکاران، 1403، ص40)
مدل مفهومی
- درونداد: بحرانها و ناملایمات اجتماعی صدر اسلام (فشارزنان قریش، فقدان فرزندان، تهدیدها وآزارمشرکین نسبت به پیامبر).
- فرایند تابآوری:
- بصیرت → شناخت درست بحران و حقیقت رسالت.
- موقعیتشناسی → تصمیمگیری هوشمندانه در شرایط دشوار.
- انجام تکلیف الهی → عمل بر اساس ایمان و وظیفه دینی.
- پیامدها: آرامش، رضایت معنوی، رشد دینی، الگوسازی برای زنان معاصر.
روش تحقیق
این پژوهش از نوع توصیفی-تحلیلی بوده و با اتکا بر تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. هدف آن تبیین شیوههای مواجهه حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ با بحرانها و استخراج الگوی قابل استفاده برای زن مسلمان معاصر است.
جامعه، نمونه و منابع دادهها: منابع پژوهش شامل روایات تاریخی معتبر، گزارشهای سیرهنگارانه و روایت معاصر از بازنمایی شخصیت حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در فضای فکری جامعه امروز است. انتخاب نمونهها بهصورت هدفمند و براساس معیارهایی مانند غنای معنایی، ارتباط مستقیم با موضوع بحرانها و قابلیت استخراج تماتیک صورت گرفت.
ابزار جمعآوری دادهها: برای استخراج دادهها از یادداشتبرداری ساختاریافته استفاده شد. در این مرحله، محتوای روایات و گزارشها براساس محورهایی مانند نوع بحران، شیوه مواجهه حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ ، نوع فعالیت حمایتی، نقش اجتماعی و خانوادگی، و اثرات کوتاهمدت و بلندمدت اقدامات ایشان طبقهبندی شد.
روش تحلیل: تحلیل دادهها با بهرهگیری از تحلیل تماتیک (Thematic Analysis) در سه مرحله انجام گرفت:
- کدگذاری باز: شناسایی و نامگذاری واحدهای معنایی مرتبط با نقش حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در مواجهه با انواع بحرانها.
- کدگذاری محوری: ترکیب و ادغام کدهای پراکنده در قالب محورهایی همچون مدیریت عاطفی–روانی، پایداری ایمانی، نقشآفرینی اجتماعی و کنشگری در شرایط فشار.
- تحلیل تطبیقی: مقایسه یافتههای حاصل از روایات تاریخی و روایت معاصر با هدف استخراج الگوی مشترک برای زنان مسلمان امروز.
روایی و پایایی: به منظور افزایش اعتبار نتایج، تحلیلها، محتوای استخراجشده با منابع معتبر تاریخی و سیرهنگاری تطبیق داده شد تا از دقت، بیطرفی و اتقان علمی یافتهها اطمینان حاصل شود.
ملاحظات اخلاقی: در انجام پژوهش، اصول اخلاقی شامل استانداردسازی ارجاعات، رعایت حقوق معنوی نویسندگان، امانتداری در نقل روایات و حفظ شأن و حرمت شخصیتهای مذهبی کاملاً رعایت شد.
1_ چالشهای اجتماعی ازدواج با پیامبر_صلیالله علیه وآله_
خدیجه بانویی خردمند و دوراندیش و والاگهر بود. خداوند متعال برای او خیر و کرامت اراده فرمود. از لحاظ نسب، شرف و ثروت گزینهترین زن قریش بود. تمام مردان قریش در این آرزو به سر میبردند که اگر بتوانند، با او ازدواج کنند. از او خواستگاری کرده و حاضر بودند مهریه سنگین بپردازند.(زهری، 1374،ص120) اما ایشان خواستگاری تمام اشراف را رد کرد. خدیجه _سلاماللهعلیها_ را لقب "سرور بانوان قریش" داده بودند. ایشان همواره در مسیر پاکدامنی قرار داشتند تا جایی که ملقب به طاهره بود.(سهیلی، 1412، ص 244) سرانجام، اراده الهی بر آن قرار گرفت که این بانوی بزرگ به همسری پیامبراکرم _صلیاللهعلیهوآله_ درآید و در کنار ایشان، با ایمانی راسخ، در راه رسالت خاتم پیامبران به او یاری رساند.
برخی سیرهنویسان گمان بردهاند که انگیزههای مادی در این ازدواج برجسته بوده درحالی که انگیزههای معنوی این پیوند مبارک نمایان است. به گزارش ابن حجر عسقلانی، میسره غلام حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ که همراه حضرت محمد _صلیاللهعلیهوآله_ در سفر تجاری بود، برخی از نشانههای نبوّت را در ایشان مشاهده کرد.(ابن حجر عسقلانی، 1415، ص 189) ابن اسحاق روایت کرده است: خدیجه گزارش غلامش میسره را براى عموزادهاش "ورقة بن نوفل بن اسد" ذکر کرد و گفت: دیده که دو قطعه ابر بر سر محمد _صلىاللّهعلیهوآله_ سایه مىافکند. ورقه نصرانى بود.کتابهاى زیادى را خوانده و بر مطالبی علم پیدا کرده بود، از این رو به خدیجه گفت: اگر این چیزهایى را که مىگویى راست باشد، محمد _صلىاللّهعلیهوآله_ پیامبر این امت خواهد بود و من مىدانستم که این امت انتظار پیامبرى را مىکشد و اکنون زمان آن فرا رسیده است.(یوسفی غروی، 1383، ص279. ابن اسحاق، 1403، ص203.)
حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ به جایگاه و مقام رسالت حضرت محمد _صلیاللهعلیهوآله_ آگاهی پیدا کرده بود. از این رو رغبت به این ازدواج داشت. او بهترین انتخاب زندگیش را انجام داد. با وجود موقعیت اجتماعی که داشت و فرهنگ دوران جاهلیت که ریشه در تفاخر و تکاثرگرایی داشت؛ این انتخاب، دشواریها و تلخکها و سختیهایی را برای ایشان به ارمغان آورد. چنان که "کوفی" به این سختیها اشاره میکند که زمانی که خدیجه با پیامبر ازدواج کرد، زنان قریش بر او خشم گرفتند و از او دوری جستند و به طعنه گفتند:« اشراف و بزرگان قریش از تو خواستگاری کردند ولی هیچکدام را نپذیرفتی؛ و اکنون با محمد، یتیمِ ابوطالب، که مالی ندارد ازدواج کردی.» (کوفی، 1373، ص70) زنان قریش چون فلسفه این ازدواج را متوجه نبودند، حضرت خدیجه را ملامت و سرزنش میکردند. آنها روابط خود را با خدیجه قطع کردند و او را تنها گذاشتند.
این نکته علاوه بر اینکه درکتابهای تاریخی آمده، در احادیث اهل بیت هم بیان شده است. مفضل بن عمر از امام صادق _علیهالسلام_ نقل میکند: چون خدیجه با رسول خدا ازدواج کرد، زنان مکه از او دورى گزیدند و به دیدنش نمىرفتند و به او سلام نمىدادند و اگر زنى مىخواست به دیدن ایشان برود او را منع مىکردند و خدیجه سخت اندوهگین شد و در عین حال بیشتر غم و اندوه او براى رسول خدا بود. (فتال نیشابوری،1366، ص 239) این روایتها تصویری از آن زمان را نشان میدهد که حضرت خدیجه چگونه مورد بیمهری زنان قریش قرار گرفت.
میل به دوست داشته شدن و محبوب دیگران بودن در درون انسان وجود دارد. چنانچه در زیارت امینالله این نکته به زیبایی بیان شده و دعاکننده از خداوند متعال چنین درخواستی را دارد که "محبوبه فی ارضک و سمائک" هم در زمین محبوب باشم هم در آسمان؛ در زمین محبوب باشم به این که مردم مرا دوست داشته باشند. ( مطهری، 1386، ص264) این احساس در درون حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ نیز بود. نوع رفتار زنان روزگار او، موجبات ناراحتی ایشان را فراهم آورد. این محدودیت در دوستیها سخت بود، اما رفتار زنان سرشناس شهر سبب دوری از اجتماع و ناآرامی او نشد. حضرت خدیجه برای رویارویی با این رفتارها و برونرفت از این بحران روانی و عاطفی، راهکارهایی را استفاده میکند که در ادامه بیان میشود.
1_1_ معنویت؛ پشتوانه خدیجه _سلام الله علیها_ در بحرانها
وقوع حوادث تلخ در بسیاری از موارد به یکباره توان روحی و روانی انسان را کاهش میدهد؛ این در حالی است که موقعیت ناخوشایند، وضعیت جدیدی است که توان جدیدی هم میطلبد. بر همین اساس برقراری توازن میان اقتدار روانی و موقعیت ناخوشایند از اصول کامیابی در راه مهار تنیدگیهاست. بسیاری از ناکامیها که در مهار تنیدگیها به وجود میآید ناشی از ناکامی در تقویت توان روانی است. در ادامه به راهکارهای تقویت توان روانی اشاره خواهد شد:
1.طواف: طواف گرد کعبه چرخیدن و به دیدار معشوق شتافتن است. طواف چرخش عاشق گردادگرد معشوق است تا خود را با آتش عشق او بسوزاند. طواف آن است که عارف پروانهوار بر گرد شمع بچرخد تا عاقبت با بال و پری سوخته، خویش را به پی شمع افکند. طواف حرکتی معنوی و سفری روحانی است.(فعالی، 1389، ص125)
سرور زنان قریش به جای همه محرومیتهایش با طواف انس دارد. آنقدر بر مدار توحید میگردد تا بالاخره راهی برای شکستن محاصره پیدا کند. چه کسی گفته خدیجه غمگین نمیشود؟ او مانند هر بندهای از بندگان خدا میخندد و گریه میکند؛ اما این همه را از خدا میداند. خدیجه طواف میکند و سرگشتگی طوافگونهاش حتی در اوج ناملایمات و تلاطمهاست. در جوار بیتالله غریبانه زندگی میکند. طواف بهترین چیزی است که میتواند غربتش را تسکین دهد. طواف بیش از هر چیز با حالات خدیجه دمساز است. خدیجه _سلاماللهعلیها_ رابطهاش با خداوند متعال به زیبایی برقرار است. در ورای این ارتباط، آرامش در وجودش روان میشود. این آرامش را میتوان در مکالمه او با محمد _صلیاللهعلیهوآله_ احساس کرد. وقتی طواف میکند از پیامبر میپرسد چه کلامی بر زبان جاری کند، پیامبر میفرماید: بگو:"اللّهم اغفر لی ذنوبی و خطای و عمدی و إسرافی فی أمری؛ خدایا از خطا و عمد و افراطکارى من درگذر!".(اخوت، 1402، ص95)
2.دعا: دعا هم ارتباط با خداوند و استمداد از او است. امام صادق _علیهالسلام_ درباره سیره پدر بزرگوارشان در فشارهای روانی میفرماید: کانَ أبى إذا حَـزَنَهُ أمْـرٌ جَمَعَ النِّساءَ وَ الصِّبْیانَ ثُمَّ دَعا وَ أمَّنُوا؛ پدرم اینگونه بود که هرگاه چیزی او را غمگین میساخت زنان و کودکان را جمع میکرد، سپس دعا مینمود و آنان آمین میگفتند.(پسندیده، 1391، ص290)
خدیجه _سلاماللهعلیها_ اینگونه با طواف و دعا بندگی معبودش را میکند. با عبادت، انسان به خداوند نزدیک میشود و از آثار عبادت تسلط بر خود است. اولین نشانه نزدیک شدن به کانون قدرت لایتناهی، تسلط بر قوا و تمایلات نفسانی و تسلط بر اعضا است.(مطهری، 1394، ص59) رفتار زنان قریش میتوانست موجب شود تا حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ کینه آنها را به دل بگیرد و برای مقابله با آنها واکنشی نشان دهد که خداوند راضی نباشد؛ اما عبادتش و آثار آن مانع از چنین عکسالعملی بود.
1_2_ خانه خدیجه؛ کانون امنیت، ایمان و همیاری اجتماعی
در تاریخ یعقوبی ذکر شده خدیجه خواهری داشت که همسرش از دنیا رفت و دو فرزندش را بدون سرپرست گذاشت حضرت خدیجه که زنی ثروتمند بود سرپرستی خواهر و خواهرزادههای خود را به عهده گرفت و پس از ازدواج با پیامبر بچهها در خانه پیامبر باقی ماندند.(رضایی هفتادر،1402،ص 179. عاملی،1385،ص209 و212.) امنیت را در ادبیات این خانه میتوان احساس کرد. چیزی که یتیم بیشتر از همه نیاز دارد احساس سربار نبودن و امنیت داشتن است. خدیجه _سلاماللهعلیها_ چنان یتیمان را زیر پر و بال میگیرد که کسی باور نمیکند او مادرشان نباشد. (اخوت ۱۴۰۲،ص97و ۱۰۳.)
همچنین زید پسر حارثه ۸ ساله بود که اسیر شد و سر از بازار برده فروشان درآورد. "حکیم پسر حزام" کارگزار خدیجه _سلاماللهعلیها_ و فرزند برادرش، زید را خریداری کرد و به خدیجه داد. او نیز پسرک را به محمد _صلیاللهعلیهوآله_ بخشید. آن حضرت بلافاصله او را آزاد شده اعلام کرد و مانند فرزند خود سرپرستی نمود. سالها بعد که پدر و خویشاوندانش به زعم خود برای آزادی زید به مکه آمدند، او ماندن در این خانه را بر همراه شدن با پدر خود اختیار کرد. محمد _صلیاللهعلیهوآله_ نیز او را به عنوان پسر خود معرفی کرد. «قَالَ اَلنَّبِیُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: مَنْ کَفَلَ یَتِیماً وَ کَفَلَ نَفَقَتَهُ، کُنْتُ أَنَا وَ هُوَ فِی اَلْجَنَّةِ کَهَاتَیْنِ. وَ قَرَنَ بَیْنَ إِصْبَعَیْهِ اَلْمُسَبِّحَةِ وَ اَلْوُسْطَى؛ کسی که یتیمی را سرپرستی کند و عهدهدار هزینه او شود همنشین من در بهشت است. سپس انگشت سبّابه و انگشت وسطی را پیش هم گذاشت و فرمود: مانند این دو که کنار همدیگر هستند. » (حمیری،1371، ص 94.) خدیجه _سلاماللهعلیها_ با سرپرستی یتیمان، خدا و رسولش را خشنود کرد و هم در دنیا همنشین پیامبر شد و هم در آخرت.
درباره کمک به بانوان دیگر هم نوشتهاند، مدتی بود که زن نابینایی به خانه خدیجه میآمد و بانو به امورش رسیدگی میکرد. روزی رسول خدا در حضور خدیجه به آن زن گفت:"چشمان تو باید سلامتی خود را بازیابند!" با گفتن این جمله آن زن شفا یافت. (اخوت،1402،ص122. مجلسی ، 1363، ص17.)
در گزارش تاریخی آمده است: مسلمانان زیاد شدند و ایمان آشکار شد، گروهى از مشرکان و کافران قریش بر کسانى از قبایل خود که ایمان آورده بودند، حمله کردند و آنها را زندانى کردند و شکنجه مىدادند و مىخواستند آنها را از دین برگردانند. پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ به آنها فرمود پراکنده شوید. گفتند: اى رسول خدا کجا برویم؟ با دست بهسوى حبشه اشاره کرد و پیامبر آنجا را براى هجرت اصحاب خود از همهجا بیشتر دوست مىداشت، گروه قابل ملاحظهاى از مسلمانان برخى تنهایى و برخى همراه همسر و خانواده به آن سرزمین رفتند.
اسامى زنان و مردان مهاجرى که در این هجرت شرکت داشتند چنین است: عثمان بن عفان همراه همسرش رقیه دختر رسول خدا (ص)، ابو حذیفة بن عتبة بن ربیعة همراه همسرش سهله دختر سهیل بن عمرو، زبیر بن عوّام بن خویلد بن اسد، مصعب بن عمیر هاشم بن عبد مناف بن عبد الدار، عبد الرحمن بن عوف بن عبد عوف بن عبد بن حارث بن زهرة، ابو سلمة بن عبد الاسد بن هلال بن عبد الله بن مخزوم همراه همسرش ام سلمه دختر ابى امیة بن مغیره، عثمان بن مظعون جمحى، عامر بن ربیعه غزى همپیمان بنى عدى بن کعب همراه همسرش لیلى دختر ابو حثمة، ابو سبرة بن ابو رهم بن عبد العزّى عامرى، حاطب بن عمرو بن عبد شمس، سهیل بن بیضاء از بنى حارث بن فهر و عبد الله بن مسعود همپیمان بنى زهرة. (ابن سعد، 1374، ص 190.)
دست توانمند خدیجه در مسلمان شدن فرودستان و البته زنان و مردانی که هر یک عامل دعوت آن دیگری به اسلام بودند، آشکار است. اسم این بانوان در کنار همسرانشان، نشانهای قابل توجه در پذیرش این مدعا است.(اخوت،1402،ص150.)
1_3_ رفتار پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ با دوستان خدیجه _سلاماللهعلیها_
پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ به دلیل علاقهای که به همسر با وفای خود داشت، به دوستان و نزدیکان او نیز احترام میگذاشت .هرگاه رسول خدا گوسفندى ذبح مىنمود، سفارش مىکرد که براى دوستان و اصدقاء خدیجه از این گوشت بفرستید. عایشه مىگوید من گفتم براى چه این کار را بکنیم. فرمود:"من دوست دارم دوستان خدیجه را."عایشه میگوید: روزی هاله، خواهر خدیجه، از پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ اجازه ورود خواست. همین که رسول خدا صدای او را شنید، به یاد خدیجه افتاد.( محلاتی، بیتا، ص205و208) روزی زنی پیر و از کار افتاده نزد پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ رفت. رسول خدا با او مهربانی کرد و با ملاطفت ویژهای از او پذیرایی فرمود. پس از رفتن او، عایشه پرسید:«او چه کسی بود که این چنین با او رفتار کردی؟» پیامبر فرمود:«این زن در زمان حیات خدیجه، با او رفت و آمد داشت و پیمان دوستی بسته بود و خوشپیمانی از نشانههای ایمان است.» (مجلسی، 1403، ص8) حسانه یکی از دوستان خدیجه بود که پیامبر پس از فوت خدیجه، گاه گاه به او سر میزد و احوال او را جویا می شد. گاهی که هدیهای به پیامبر داده میشد، میفرمود: بخشی از آن را برای فلانی ببرید. او دوست خدیجه بود.(ابن اثیر، 1409، ص64)
از این گزارشات تاریخی مشخص میشود که حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ گرچه از طرف عدهای از زنان قریش طرد شده بود اما در همان حال ایشان دوستانی داشت که همنشینش بودند و روابط اجتماعی بانوی قریش همچنان برقرار بود. تابآوری ایشان در این فشارهای روحی نشان از بصیرت ایشان نسبت به پیامبر دارد و در راه رسیدن به هدفی که پیامبر مامور به انجام آن بود، حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ سختیهای این راه را پذیرفت.
1_4_ کوثر؛ پاسخ خداوند به صبر خدیجه _سلاماللهعلیها_
انسان با ایمان، باور دارد که تحمل ناملایمات در راه رضای خدا پاداش دارد و این یکی از عوامل تقویت شکیبایی و صبر است. خداوند غربت، تنهایی و فشارهای روحی که خدیجه تحمل کرد را با وجود کوثر _سلام الله علیها_ التیام داد.
روزى رسول خدا _صلی الله علیه وآله_ داخل خانه شد، شنید که خدیجه _سلام الله علیها_ با کسی سخن مىگوید ولی کسى را نزد او ندید، فرمود: اى خدیجه با که سخن مىگویی؟ خدیجه گفت: فرزندى که در شکم من است با من سخن مىگوید و مونس من است، حضرت فرمود: جبرئیل مرا خبر مىدهد که این فرزند دختر است، او و نسل او طاهر و با برکت است. حق تعالى، نسل مرا از او به وجود خواهد آورد و از نسل او امامان و پیشوایان دین یکی پس از دیگری خواهند آمد و خلیفههاى خدا بر روی زمین هستند.
ولادت فاطمه _سلاماللهعلیها_ که نزدیک شد، سرور بانوان قریش به زنان قریش پیغام فرستاد که به کمک او بیایند اما آنها به دلیل کینهای که از بانو به سبب ازدواجش با پیامبر داشتند به یاری ایشان نیامدند. خدیجه _سلاماللهعلیها_ بسیار ناراحت و غمگین بود. ناگهان چهار زن گندمگون بلندقامت نزد او حاضر شدند که شبیه زنان بنى هاشم بودند، خدیجه از دیدن ایشان ترسید.
یکى از ایشان گفت: اى خدیجه، نترس ما فرستادگان پروردگاریم و ما خواهران تو هستیم، منم ساره همسر ابراهیم خلیل و آن که رفیق تو در بهشت خواهد بود، آسیه دختر مزاحم است و سومی مریم دختر عمران و چهارمی کلثوم خواهر موسى بن عمران است. خداوند متعال ما را فرستاده که در وقت ولادت نزد تو باشیم و تو را کمک نماییم، یکى از ایشان در سمت راست خدیجه، دیگرى در طرف چپ، سومی رو به رو و چهارمی پشت سر نشست. فاطمه _سلام الله علیها_ پاک و پاکیزه به دنیا آمد. وقتى فاطمه _سلاماللهعلیها_ بر زمین قرار گرفت، نورى از وجود او تابید که خانههاى مکّه را روشن کرد و هیچ خانهاى در شرق و غرب عالم نبود جز این که این نور وارد آن خانه شد.(مجلسی، 1380، ص 159)
پروردگار عالم، تلخکامیها و فشارهای روحی و روانی آن مدت را که خدیجه تحمل کرده بود، با وجود زهرای مرضیه برای او به بهترین شکل جبران کرد.
2_ مدیریت فقدان فرزندان با بینش توحیدی
حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در زندگی لحظههای سخت و آزمونهای سنگینی را پشت سر گذاشت. یکی از آن آزمونهای الهی فقدان دو فرزند پسر ایشان بود.
یعقوبی مینویسد قاسم در چهارسالگی از دنیا رفت، نگاه پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ در کنار جنازهی او به یکی از کوههای مکه افتاد و خطاب به آن فرمود: «ای کوه! آنچه به من در مورد مرگ قاسم وارد شد، اگر بر تو وارد میشد متلاشی میشدی.» و یک ماه بعد از قاسم، عبدالله که هنوز از شیر گرفته نشده بود از دنیا رفت. خدیجه _سلاماللهعلیها_ به پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ عرض کرد: «کاش عبدالله باقی میماند تا از شیر گرفته میشد» پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ به او فرمود: «فان فطامه فی الجنه؛ همانا شیر گرفتن او در بهشت خواهد بود.» خدیجه _سلاماللهعلیها_ عرض کرد: «ای رسول خدا! فرزندان من از تو کجا هستند؟» پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ در پاسخ فرمود: «در بهشتند.» خدیجه _سلاماللهعلیها_ گفت: «آیا بدون عمل؟» پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ فرمود: «خدا آگاهی دارد که اگر آنها زنده میماندند، جز عمل صالح انجام نمیدادند.» (یعقوبی، 1371، ص390)
در مورد اینکه آیا این دو پسر قبل از بعثت از دنیا رفتند یا بعد از بعثت، با اختلاف بیان شده است. آنچه از این نقلها به دست میآید، هردو فرزند در دوران طفولیت و کودکی با زندگی وداع کردند.
ابن هشام میگوید درباره زمان مرگ قاسم در دوران جاهلیت، اختلاف نظر وجود دارد. سهیلی از زبیر نقل کرده است که قاسم در دوران شیرخواری از دنیا رفت. همچنین روایت کرده که رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ پس از وفات قاسم، بر خدیجه وارد شد در حالی که او گریه میکرد. خدیجه گفت: «ای رسول خدا، شیر در سینهام جاری شده است. اگر او زنده میماند تا دوران شیرخوارگیاش را کامل میکرد، غمش بر من آسانتر میشد.» پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ فرمود: «اگر بخواهی، صدای قاسم را در بهشت به تو بشنوانم.» خدیجه پاسخ داد: «خدا و رسولش را تصدیق میکنم.» (ابن هشام، بیتا، ص190)
امام محمد باقر _علیه السلام _ فرمودند: هنگامی که قاسم فرزند رسول خدا از دنیا رفت. آن حضرت، خدیجه را دیدند که گریه میکند. فرمودند: ای خدیجه، چرا گریه میکنی؟ عرض کرد: یا رسول الله، دانه مروارید گرانبهایی بود که از دستم رفت. برای او گریه میکنم. حضرت فرمودند: ای خدیجه، آیا راضی نیستی که روز قیامت او را ببینی که بر در بهشت ایستاده است. هنگامی که تو را میبیند، دستت را میگیرد در پاکیزهترین منزلهای بهشت قرار دهد. خدیجه عرض کرد: این برای من است یا برای هر بنده مومن؟ پیامبر فرمود: برای هر بنده مومنی که صبر کند و نیت خود را برای خدا خالص گرداند. به درستی که خدای عزوجل حکیمتر و کریمتر از این است که میوه دل بنده را از او بگیرد و با وجود این او را عذابش کند.(محلاتی، بیتا، ص۲۶۸)
فقدان و از دست دادن داشتهها حادثه تلخی است که موجب تنیدگی میگردد. انسان به آنچه دارد، هم احساس تعلق پیدا میکند و هم نسبت به آنها دلبسته میشود. آنچه مصیبت فقدان عزیزان را ناخوشایند میسازد احساس تعلق انسان نسبت به آنهاست؛ این به جهت احساس مالکیت است که نسبت به آنها داریم. جدا شدن از آنچه که دلبسته آن هستیم تنشزا و دردناک است. بیتابی کردن و شکایت نمودن هنگام فقدان به این دلیل است که تصور میشود قدرت قاهری چیزهایی را که ما مالک آن بودهایم تصاحب یا نابود کرده است. واقعیت این است که آنچه در زمین و آسمان هست، همه از آن خداوند متعال است و آنچه در دست ماست امانتی از جانب وی است. کسانی که فرزندی را از دست میدهند در حقیقت امانت خدا را پس دادهاند.
کسی از اصحاب پیامبر خدا، فرزند خود را از دست داد و بسیار بیتاب شد. پیامبر خدا نامه تسلیتی برای وی فرستاد در بخشی از آن آمده است:"به من خبر رسید که تو در فراق فرزندت که به قضای الهی رحلت کرده بیتابی میکنی، همانا پسرت از مواهب ارزنده خدا و یکی از امانتهای او به تو بود تا موعد مرگ او فرا رسید و خداوند جانش ستاند. ما از خداییم و به سوی خدا باز میگردیم. مبادا بیتابی تو در فراق او اجر و ثواب تو را از بین ببرد، اگر به ثواب مصیبت خود برسی خواهی دانست که مصیبت در برابر آن ثواب بزرگی که خدا برای آن تدارک دیده نسبت به اهل تسلیم و صبر، بسیار کم و کوتاه است. بدان که بیتابی کردن، مرده را برنمیگرداند و از تقدیر الهی جلوگیری نمینماید، پس خود را خوب تسلی بده و وعده مقرر را بپذیر." در حقیقت پیامبر خدا با اشاره به امانت بودن فرزند، وی را آرام ساخت و تسکین بخشید.(پسندیده، 1391، ص276 و280. حرانی، 1387، ص97)
حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در برابر داغ سنگین از دست دادن دو فرزند خردسال، تسلیم مشیت الهی شد. بینش او ریشه در معرفت توحیدی داشت. او میدانست که حیات و مرگ، به دست خداوند است و باور داشت هیچ حادثهای در جهان از دایرهی تدبیر الهی خارج نیست. گریهاش از عاطفهی مادری بود، نه از اعتراض به قضا و قدر. این تفکیک میان رنج طبیعی و تسلیم توحیدی، جلوهای از بلوغ ایمانی او است. خدیجه_سلاماللهعلیها_ ایمان دارد که خداوند هیچ صبری را بیپاداش نمیگذارد. بینش او سبب شد که او این مصیبت سنگین را وسیلهای برای نزدیک شدن به خداوند قرار دهد. در آموزههای دینی، صبر بر مصیبت از بزرگترین تکالیف الهی و نشانهی ایمان راستین است. در حقیقت، تکلیف الهی او در این موقعیت ثبات روحی، اعتماد به وعده الهی و حفظ رضا در مصیبت بود. او در این آزمون، تسلیم را به مرتبه رضا رساند و در عمل نشان داد که باور به خدا باید در رنج و فقدان هم معنا داشته باشد.
در دنیای امروز که بسیاری از زنان با چالشهای روانی، عاطفی و خانوادگی روبهرو هستند، سیره خدیجه _سلاماللهعلیها_ الگوی کامل برای مدیریت بحرانهای عاطفی و روانی است. او به زنان میآموزد که بین عاطفه و ایمان تضادی نیست؛ میتوان بر مصیبت گریه کرد، اما بدون شکایت از خدا. رنج، زمینهی رشدِ ایمان و بلوغ روح است. باور به وعدهی الهی (پاداش صبر، ادامه حیات در بهشت) میتواند عامل آرامش حقیقی در مصیبت باشد. هر زن مؤمن در هر زمان، با صبر و بینش الهی، میتواند تکیهگاه خانواده و جامعهاش باشد.
3_ خدیجه و دفاع از پیامبر در بحران اجتماعی
یکى از روشهاى مشرکان در برخورد با رسول خدا _صلىاللهعلیهوآله_ ، برخوردهاى استهزایى در جهت ایذا و اذیت آن حضرت بود. آنچه که هدف اصلى بود، خرد کردن شخصیت پیامبر _صلىاللهعلیهوآله_ و منزوى ساختن ایشان بود. مشرکان در شکلهاى مختلف، آن حضرت را مورد استهزا قرار مىدادند تا علاوه بر منزوى کردن او، شخصیتش را در پیش مردمان عادى تحقیر کنند. طبیعى بود که در آن صورت، نه او توان بروز در جامعه را داشت و نه توده مردم چندان توجهى به او مىکردند. تأثیر روحى این برخورد بر روى پیامبر _صلىاللهعلیهوآله_که اهل نجابت و صداقت بود نمىتوانست کم باشد، با این حال وى به پشتوانه همین صداقت و نجابت در برابر آن همه استهزاء ایستادگى کرد.(جعفریان، 1383، ص270.)
در روایتها آمده که آیه 94 و 95 سوره حجر درباره آشکار نمودن اسلام میباشد. "فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ * اِنَّا کَفَیْناکَ الْمُسْتَهْزِئِینَ؛ پس آنچه را بدان مأمور شدهاى آشکار کن و از مشرکان اعراض نما (و به آنان اعتنا نکن.) همانا ما تو را از (شرّ) استهزا کنندگان کفایت کردیم."
در معانى الاخبار به سند خود از عبداللّه بن على حلبى روایت کرده که گفت: من از امام صادق _علیهالسلام_ شنیدم که مىفرمود: رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ بعد از آنکه وحى الهى شروع شد، سیزده سال در مکه ماند. در سه سال اولش مخفیانه دعوت مىکرد، تا آنکه خداى عزوجل با فرستادن "فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ" مامورش فرمود تا علنى دعوت بفرماید و از آن روز دعوت علنى شروع شد و در الدر المنثور است که: ابن جریر از ابى عبیده نقل کرده که گفت: عبداللّه بن مسعود گفت: دائم رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ پنهانى دعوت مىنمود، تا آنکه آیه "فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ" نازل شد، با یاران خود از مخفیگاهش بیرون گشته دعوت خود را علنى نمود.
در تفسیر عیاشى از محمد بن على حلبى از ابىعبداللّه امام صادق _علیهالاسلام_ روایت کرده که فرمود: رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ در مکه سالها پنهانى دعوت مىکرد و تنها على و خدیجه به او ایمان آورده بودند، آنگاه خداى سبحان مامورش کرد تا دعوت خود را علنى سازد. پس رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ آشکار شده و در قبایل عرب خود را عرضه مىکرد و به هر قبیله که مىرفت مىگفتند: دروغگو، از نزد ما بیرون شو.(طباطبایی، 1378، ص291)علامه مجلسی در بحار الانوار گزارشی از رفتار ناپسند مشرکین نقل میکند:رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ در موسم حج بر بالای کوه صفا آمد. با ندای بلند سه بار فرمود:«یا ایها الناس انی رسول الله رب العالمین؛ ای مردم! من رسول خداوند، پروردگار جهانیان هستم.» مردم به سوی آن حضرت آمدند. سپس رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ بر بالای کوه مروه رفت و سه بار با صدای بلند فرمود:«یا ایها الناس انی رسول الله؛ ای مردم! من رسول خدا هستم.» باران سنگ از سوی برخی مشرکان، به سویش روانه گشت.ابوجهل سنگی به طرف او پرتاب کردکه پیشانی مبارکش شکافت وخون جاری شد. رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ برای حفظ جان به بالای کوه رفت و درنقطه ای نشست.در این هنگام مردی نزد حضرت علی _علیهالسلام_ آمد و گفت: «محمد _صلیاللهعلیهوآله_ کشته شد.» حضرت علی _علیهالسلام_ سراسیمه به سوی خانه خدیجه _سلاماللهعلیها_ میشتابد و بانو را از ماجرا آگاه میکند.
خدیجه _سلاماللهعلیها_آب و غذا برداشت وبرای جستوجوی رسول خدا راهی شدند.علی _علیهالسلام_ فریاد میزد: «ای رسول خدا _صلیاللهعلیهوآله_ جانم به فدایت کجا هستی؟ و در کدام گوشه افتادهای؟»حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ با آهی جانکاه گفت:« مَنْ أَحَسَّ لِیَ النَّبِیَّ الْمُصْطَفَى؟ مَنْ أَحَسَّ لِیَ الرَّبِیعَ الْمُرْتَضَى؟ مَنْ أَحَسَّ لِیَ الْمَطْرُودَ فِی اللَّهِ ؟مَنْ أَحَسَّ لِی أَبَا الْقَاسِمِ؟ ؛ آیا کسی هست از پیامبر برگزیده برایم خبر آورد؟ آیا کسی هست از بهار دل گشا خبری به من دهد؟آیا کسی هست تا از آن آواره در راه خدا مرا آگاه سازد؟ آیاکسی هست از ابوالقاسم مرا با خبرنماید؟»
جبرئیل بر پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ نازل شد، وقتی که پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ او را دید اشک از چشمانش سرازیر شد و فرمود:«ببین قوم من با من چه کردند؟ سخن مرا به دروغ نسبت دادند و پیشانیم شکستند.» جبرئیل عرض کرد:«ای محمد! دستت را به من بده.» آنگاه جبرئیل دست آن حضرت را گرفت و او را بر بالای کوه نشاند و فرشی بهشتی زیر پای پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ پهن کرد. جبرئیل به حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ نگاه کرد که در کوه در جستجوی گمشدهی خود بود، به رسول خدا عرض کرد: « خدیجه _سلاماللهعلیها_ را دریاب که از گریهی او فرشتگان به گریه درآمدند، او را به سوی خود بخوان و سلام مرا به او برسان و به او بگو خداوند به تو سلام میرساند، به او بشارت بده که در بهشت برای تو خانهای که از مروارید است که آن را با نور زینت دادهاند در آن هیچ ترس و وحشتی نیست.
آنگاه پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ چشمش به خدیجه_سلاماللهعلیها_ افتاد و اورا فراخواند،در حالی که از صورت پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ قطرههای خون جاری بود و ایشان آن خونها را پاک میکرد. آن روز به شب رسید، پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ از تاریکی شب استفاده کرده و همراه علی _علیهالسلام_ و خدیجه _سلاماللهعلیها_ به خانه بازگشتند.خدیجه _سلاماللهعلیها_ آن حضرت را به خانه آورد. مشرکان آمدند و خانه را سنگباران کردند.خدیجه _سلاماللهعلیها_ خود را سپر پیامبر قرار میداد. در این هنگام خدیجه _سلاماللهعلیها_ فریاد میزد: «ای مردم قریش! شرم وحیا نمیکنید که خانه زنی را سنگباران میکنید؟» وقتی که مشرکان این ندا را شنیدند، منصرف شدند و از آنجا رفتند.( اخوت، 1402، ص 158_161. مجلسی، 1363، ص241-243.)
روایت شده است که هرگاه پیامبر اکرم (ص) از تکذیبها و آزارهای قریش اندوهگین و آزرده خاطر میشدند، هیچ چیز ایشان را شاد و مسرور نمیکرد مگر یاد خدیجه _سلام الله علیها_ همسر بزرگوارشان، هر زمان که ایشان را ملاقات میکردند، شاد میشدند. حضرت خدیجه (س) نیز آن حضرت را در آغوش میگرفتند، میبوسیدند، در برابر توهینهای قریش از ایشان دفاع میکردند و برای سلامتیشان صدقه میدادند.(محلاتی، بی تا، ص205.)
حضرت خدیجه -سلام الله علیها- با بصیرتی که داشت پس از بعثت، بدون تردید به پیامبر ایمان آورد. زمانی که مردم پیامبر را تکذیب میکردند و آزار میدادند، با تمام وجود از پیامبر دفاع کرد. ایشان در بحرانیترین لحظات، بهترین تصمیمها را گرفت. وقتی خبر سنگباران پیامبر را شنید، بیدرنگ با آب و غذا به سوی کوه شتافت. در شرایطی که مشرکان خانه پیامبر را سنگباران کردند، با هوشمندی او را پنهان کرد و خود را سپر سنگها قرار داد. با سخنان هوشمندانهاش احساسات عمومی را برانگیخت و مشرکان را وادار به عقبنشینی کرد. در تمام این ماجرا، به وظیفه الهی خود عمل کرد. برای رضای خدا با به خطر انداختن جان خود از پیامبر حمایت کرد. در برابر سختیها، نه تنها شکایتی نکرد، بلکه با صبر و استقامت، پیامبر را دلگرم ساخت . پاداش حضرت خدیجه _سلام الله علیها_ دراین ما جرا، سلام الهی و وعده خانهای در بهشت بود.
3_1_ خدیجه_سلام الله علیها_ الگوی حمایت فعال در بحرانها
پیامبر با حالتی از اندوه و نگرانی از غار حرا به خانه آمد. خدیجه _سلام اللهعلیها_ از ایشان استقبال کرد، اما سایه نگرانی در سیمای پیامبر سنگین است. خدیجه میگوید:"ای پیامبر خدا این چه اندوه و نگرانی بیسابقهای است که اثر آن را در شما میبینم؟" پیامبر میفرماید: علی _علیهالسلام_ ناپدید شده است. به من هجوم آوردند او از من جدا افتاد و اکنون نمیدانم کجاست. من بر جان او نگرانم. خدیجه برای دلگرمی و آرامش پیامبر میگوید: نگران نباشید علی نیز مثل همه به خانه خواهد آمد و خطری او را تهدید نخواهد کرد. این کلمات محمد را آرام نکرد این را خدیجه در طول گفتن جملهاش متوجه شد به همین دلیل مسیر کلامش را عوض کرد و گفت هر کاری که لازم باشد برای یافتن علی و بازگرداندنش به خانه انجام خواهم داد و تا جان در بدن دارم از سلامت و امنیت او دفاع خواهم کرد. بانو بعد از گفتن این کلمات خدمتکاران خویش را فراخواند تا مرکب ویژهاش را آوردند. سلاح برداشت و رکاب کشید و در بیابانها و کوههای اطراف مکه به جست وجوی علی پرداخت. سرانجام علی پیدا شد و با هم به سوی مکه حرکت کردند پس از نزدیک شدن به خانه خدیجه با سرعت بیشتری آمد تا مژده آمدن علی را به پیامبر بدهد. وقتی رسید آن حضرت در حال راز و نیاز با خدا بود. خوب که گوش کرد، دید آن بزرگوار میگوید: "خدایا اندوهم را بزدای و دل را به دیدار محبوب دلم علی پسر ابوطالب شادمان ساز!"
خدیجه_سلم الله علیها_ چند قدمی جلوتر آمد و گفت:"ای پیامبر، مژده مژده! خدا خواسته شما را برآورده کرد." محمد _صلی الله علیه وآله_با شنیدن صدای او برخاست رو به آسمان نمود در حالی که مکرر میگفت:" شکراً للمجیب؛ شکر ای خدای اجابت کننده!"
بانو با شرایط این ایام را خوب درک میکند و مهمترین وظیفهاش را حفظ جان محمد و علی میداند. این اقتضای شرایط جدید است که باید لباس رزم و سلاح بردارد.(اخوت، 1402، ص146. کوفی، 1410، ص 547.)
حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در طول دوران رسالت، نقش بینظیر در حمایت از پیامبر و تثبیت اسلام ایفا کرد. یکی از جلوههای برجسته این نقش، واکنش ایشان در برابر ناپدید شدن حضرت علی _علیهالسلام_ در جریان هجوم مشرکان به پیامبر است. این واقعه، نمونهای روشن از ایمان، فداکاری و درک عمیق ایشان از شرایط اجتماعی و رسالت الهی پیامبر اکرم است. حضرت خدیجه -سلام الله علیها- با شناخت عمیق از جایگاه پیامبر_صلی الله عیه وآله_ و حضرت علی_علیه السلام_ بهخوبی اهمیت حضور و سلامت آنان را در استمرار رسالت الهی درک میکند. این بصیرت سبب میشود که در لحظهای بحرانی، نهتنها دچار تردید نشود بلکه با تصمیمی قاطع، درک دقیق از شرایط بحرانی، اقداماتی عملی و مؤثر انجام دهد. انتخاب لباس رزم، برداشتن سلاح و حضور در میدان جست وجو، نشاندهنده درک صحیح ایشان از اقتضای زمان و مکان است. حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در این واقعه، از منظر تکلیف الهی وارد میدان میشود. دفاع از جان پیامبر و حضرت علی را تکلیف الهی بر دوش خود میداند و تا پای جان در این مسیر ایستادگی میکند. رفتار حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در این واقعه، الگویی جامع برای زنان مسلمان در همه دورانهاست. ایشان با بصیرت، موقعیتشناسی و عمل به تکلیف الهی، نشان داد که زن مسلمان میتواند در حساسترین شرایط، نقشآفرینی مؤثر داشته باشد و در مسیر حمایت از دین و ارزشهای الهی، پیشگام باشد.
جدول(1): مقایسه کنشهای حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در بحرانها با مدل مفهومی تابآوری
|
نوع بحران |
مولفه تابآوری براساس بیانات مقام معظم رهبری |
الگوی رفتاری حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ |
|
طرد اجتماعی از سوی زنان قریش |
بصیرت: شناخت درست بحران و حقیقت رسالت |
حفظ آرامش، پرهیز از واکنش احساسی، تقویت روابط با گروهی از بانوان مومن |
|
فقدان فرزندان |
موقعیتشناسی: تصمیمگیری هوشمندانه در شرایط دشوار. |
پذیرش مشیت الهی، صبر، حفظ امید و ایمان |
|
آزار و تهدید مشرکین نسبت به پیامبر _صلیاللهعلیهوآله_ |
انجام تکلیف الهی: عمل بر اساس ایمان و وظیفه دینی |
دفاع و حمایت از پیامبر با تمام توان |
نتیجهگیری
بررسی سیره حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در مواجهه با بحرانهای فردی، خانوادگی و اجتماعی نشان میدهد که ایشان نمونهای کامل از تابآوری دینی در تاریخ اسلام هستند. تطبیق رفتارهای ایشان با معیارهای «بصیرت»، «موقعیتشناسی» و «انجام تکلیف الهی» که در بیانات مقام معظم رهبری مطرح شده، این نتایج را در پی دارد: که حضرت خدیجه_سلاماللهعلیها_ با طرد شدن از سوی زنان قریش، به جای انفعال یا واکنشهای احساسی، مسیر معنویت و ارتباط با گروههای دیگری از بانوان را برگزید. این رفتار نشاندهنده بصیرتی است که سختیها را به فرصتی برای رشد معنوی و اجتماعی تبدیل میکند. در چارچوب نظریه تابآوری روانشناسی، این رویکرد معادل تمرکز بر منابع درونی و معنوی برای مقابله با فشارهای بیرونی است.
فقدان فرزندان یکی از بزرگترین بحرانهای عاطفی است، اما حضرت خدیجه با صبر و پذیرش مشیت الهی، این فقدان را به فرصتی برای تقویت ایمان تبدیل کرد. در نظریه تابآوری دینی، چنین رفتاری نشاندهنده توانایی معنا دادن به رنجها در پرتو ایمان است.
در برابر آزار مشرکان، حضرت خدیجه نهتنها سکوت نکرد بلکه با تمام توان از پیامبر دفاع کرد. این دفاع، تجلی انجام تکلیف الهی در شرایط تهدید و فشار اجتماعی بود. در روانشناسی تابآوری، این رفتار معادل کنشگری فعال در برابر بحرانها است که مانع فروپاشی روانی و اجتماعی میشود. از این رو، الگوی رفتاری حضرت خدیجه در چارچوب نظریههای تابآوری نیز قابل تبیین است.
محدودیت: این پژوهش، با وجود اتکا به منابع معتبر تاریخی، بر تحلیل ابعاد فردی و واکنشی حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ متمرکز شده و به دلیل محدودیت حجم، از بررسی جامع تأثیر شبکهای ایشان در میان سایر زنان صدر اسلام بازمانده است.
پیشنهاد: پیشنهاد میشود تحقیقات آتی با اتخاذ رویکردی شبکهای، سیره سایر زنان برجسته صدر اسلام را در مواجهه با بحرانها مورد بررسی قرار دهند تا الگوی تابآوری دینی به عنوان یک پدیده گروهی و اجتماعی در آن دوران تبیین شود و اعتبار الگوی سیره حضرت خدیجه _سلاماللهعلیها_ در بستر تاریخی تقویت گردد.
منابع
*قرآن